![]() دواين جانسن كه به راك هم معروف است، قرار بود تبديل به آرنولد شوارتزنگر جديد سينما در ژانر سينماي اكشن شود، اما او نتوانست چنين موفقيتي را كسب كند. او كه قبل از بازيگر شدن قهرمان مسابقات كشتي بوده، كار بازيگري را با ايفاي نقش كوتاهي در فيلم «بازگشت موميايي» (2001) تجربه كرد. استقبال تماشاگران از وي در اين فيلم و كاراكتر شاه عقرب، باعث شد تا تهيهكنندگان «بازگشت موميايي»، اين نقش را گسترش داده و تبديل به كاراكترمحوري فيلم «شاهعقرب» (2002) كنند. پس از آن، راك در يك دو جين فيلم سينمايي بازي كرد و حتي در چند تاي آنها در نقش مكمل ظاهر شد. اين فيلمها («شيرينباش»، «راند داون» و «قدمهاي بلند») موفقيت زيادي در جدول گيشه نمايش كسب نكردند. او دو سال قبل در نسخه دوبارهسازي «سفر به كوه جادو» بازي كرد كه فروش خوبي در جدول گيشه نمايش داشت و منتقدان سينمايي گفتند او با اين فيلم، بازگشت موفقيتآميزي به دنياي سينما داشته است.
فيلم تازه او «سريعتر» يك اكشن دلهرهآور است كه راك در آن نقش مردي را دارد كه پس از آزادي از زندان، تصميم ميگيرد از قاتل برادرش انتقام بگيرد. قاتل برادر او همان كسي است كه براي خود او هم پاپوش دوخته و روانه زندانش كرده است. اين مرد خشمگين پس از پيدا كردن قاتل برادر، به دنبال راهي است كه بهترين نوع انتقام را از وي بگيرد. براي اين فيلم پيشبيني موفقيت بالايي در جدول گيشه نمايش ميشود. دواين جانسن در گفتوگوي زير، درباره اين فيلم و فعاليتهاي ديگر خود حرف ميزند. «سريعتر» چه چيزهايي در فيلمنامهاش داشت كه بازي در آن را قبول كرديد؟ مهمترين نكته، تفاوت آن با كارهاي قبليام بود كه تا به امروز در فيلمي شبيه آن بازي نكرده بودم. به جز كارهاي كمدي، من در يك سري فيلم اكشن و ماجراجويانه ظاهر شدهام. ولي هيچيك از آنها شباهتي به «سريعتر» نداشتند. همين مساله باعث شد تا بازي در آن را قبول كنم. نكته جالب اين است كه در فيلم، اسمي نداريد و شما را با نام راننده خطاب ميكنند! بله. هويت كاراكترم در فيلم به واسطه شغلي است كه دارم و برخلاف آدمهاي ديگر اسم مشخصي ندارم. اين هم يكي از همان جذابيتهاي اين كار است. آدمهاي قصه يا مرا نميشناسند يا با نام راننده صدايم ميزنند. خيلي جالب است، نه؟! شما چند سال است كه در رشته سينما مشغول فعاليت هستيد. همكاري با يك فيلمساز تازهكار و نهچندان سرشناس در اين فيلم چگونه بود؟ جورج تيلمان جونيور كار خودش را خيلي خوب بلد است و ما همكاري خيلي خوبي باهم داشتيم. او دقيقا ميدانست كه سر صحنه فيلمبرداري چه ميخواهد و بازيگرانش را خيلي دقيق و درست هدايت كرد. شايد اگر كس ديگري به جاي او بود، نميتوانست به اين خوبي از عهده كار برآيد. براي اجراي نقش راننده چه كارهايي انجام داديد و چگونه آماده بازي در آن شديد؟ اول از همه سعي كردم دلايل او را براي كارهايي كه انجام ميدهد پيدا كنم. احساس كردم اگر به شخصيت دروني او نزديك شوم، ميتوانم با درك بهتر حالات و روحيات وي بازي بهتري جلوي دوربين ارائه دهم. تعدادي فيلم و كتاب كه نزديك به مضمون «سريعتر» هستند را ديدم و مطالعه كردم. اين آثار كمك زيادي به من كردند تا وارد دنياي ذهني آدمهايي شوم كه به دلايل مختلف در فكر انتقامگيري از يك فرد يا گروه هستند. فكر نميكنيد چنين سوژهاي براي يك فيلم سينمايي، كمي قديمي و كليشهاي است؟ شما وقتي به بسياري از فيلمهاي روز سينما نگاه ميكنيد، چنين احساسي داريد و مشابه چنين سوالي برايتان تكرار ميشود. صنعت سينما پر از سوژهها و قصههاي تكراري و كليشهاي است، ولي هنوز دارد از اين كليشهها پيروي ميكند و فيلمهايي براساس آنها ميسازد. به همين دليل، من هنگام بازي در «سريعتر» از منظر شما به موضوع نگاه نكردم. در عين حال، اين نكته را هم بايد توضيح بدهم كه يك فيلمساز ميتواند به يك قصه كليشهاي نگاهي تازه داشته باشد و آن را از اين زاويه كار كند. احساس من اين است كه كارگردان «سريعتر» چنين نگاهي به قصه و مضمون فيلم داشته است. تصور ميكنيد كه قسمتهاي بعدي «سريعتر» هم ساخته شوند؟ كسي چيزي نميداند. فعلا كه بحث چنين كاري مطرح نيست، ولي پس از نمايش عمومي آن ميتوان دقيقتر دربارهاش صحبت كرد. اگر استقبال تماشاگران از فيلم خوب باشد، احتمال زيادي وجود دارد كه اين اتفاق بيفتد. همه چيز بستگي به نظر و ميزان استقبال تماشاگران دارد. زماني قرار بود قسمت دوم درام تاريخي و اكشن «شاه عقرب» هم ساخته شود، ولي چنين نشد. هنوز هم بحث توليد آن ادامه دارد، ولي نميدانم چرا تهيهكنندگان فيلم در كمپاني يونيورسال آن را به صورت جدي دنبال نميكنند. من هميشه براي حضور در قسمتهاي جديد اين فيلم آمادگي خودم را اعلام كردهام. از قرار معلوم، آنها فيلمنامه كار را هم آماده كردهاند ولي مشكل اصلي اين است كه هنوز نتوانستهاند كارگردان مناسبي برايش پيدا كنند. تهيهكنندگان فيلم به دنبال يك فيلمساز سرشناس و قوي براي آن هستند، ولي جدول كاري آنها فعلا پر است و وقتي براي همكاري با اين پروژه ندارند. زماني كه كار بازيگري را شروع كرديد، گفته شد كه آرنولد شوارتزنگر جديد سينما از راه رسيده است، ولي فيلمهاي شما نتوانسته موفقيت فيلمهاي اين قهرمان بادي بيلدينگ را تكرار كند. شرايطي كه من در آن بازيگري را شروع كردم، متفاوت از شرايط زمان موفقيت آرنولد است. در زمان او خبري از كامپيوتر و ديجيتال نبود و يك بازيگر اكشن خيلي راحتتر ميتوانست به موفقيت دست پيدا كند، اما من پس از يك وقفه كوتاهمدت دوباره برگشتهام. همانطور كه آرنولد در «ترميناتور» جمله معروف خود «من برميگردم» را به زبان آورد، من هم به پيروي از او همين جمله را ميگويم. من برگشتهام تا موقعيت ويژه خودم را در سينماي اكشن كسب كنم و «سريعتر» اولين فيلم در اين ميان است. پس ميخواهيد بازيگري را به صورت جدي ادامه بدهيد؟ بله. من عاشق اين كار و حرفه هستم. به همان اندازه كه ورزش كشتي (جايي كه از آن آمدهام) را دوست دارم، بازيگري را هم دوست دارم. براي فيلمسازان و همچنين طرفدارانم احترام قائلم و هيچ وقت فراموش نميكنم كه چه كسي بودم و متعلق به كجا بودهام. خيلي وقتها خيلي از مجريان تلويزيوني و مردم عادي از من ميپرسند چرا ورزش كشتي را رها كردهام و آيا دلم براي آن تنگ شده است يا خير. پاسخ من به اين سوال مثبت است. دلم براي مسابقات هيجانانگيز كشتي خيلي تنگ شده است، ولي من حالا يك بازيگر سينما هستم و مجبورم بخش اعظم وقتم را به اين حرفه اختصاص بدهم. تصميم نداريد در فيلمي بازي كنيد كه قصهاش درباره يك قهرمان كشتي است؟ خودم خيلي دوست دارم چنين فيلمي ساخته شود و من در آن، در نقش يك كشتيگير ظاهر شوم، اما اين كارگردانان سينما هستند كه بايد تصميم بگيرند فيلمي با اين مضمون كار كنند نه من.منبع: رويترز |
|
|
آواتار و خماری به ترتیب جوایز بهترین فیلم دراماتیک و بهترین فیلم کمدی یا موزیکال شصتوهفتمین دوره جایزه گلدن گلوب را دریافت کردند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» آواتار علاوه بر جایزه بهترین فیلم دراماتیک، جایزه بهترین کارگردانی را برای جیمز کامرون به همراه داشت و بالا جایزه بهترین فیلم سینمایی انیمیشن را گرفت.
جایزه بهترین بازیگر مرد درام به جف بریج برای قلب دیوانه رسید و ساندرا بلاک برای آنسوی کوری جایزه بهترین بازیگر زن درام را دریافت کرد.
رابرت داونی برای شرلوک هلمز جایزه بهترین بازیگر مرد کمدی را گرفت و جایزه بهترین بازیگر زن کمدی به مریل استریپ برای جولی و جولیا رسید.
کریستوفر والس برای حرامزادههای لعنتی بهترین بازیگر مرد نقش مکمل شد و مونیکو برای گرانبها جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل را گرفت.
جایزه بهترین فیلم خارجی به روبان سفید به کارگردانی میشائیل هانکه اهدا شد.
جایزه بهترین سریال درام به مردان دیوانه رسید و شادی جایزه بهترین سریال کمدی را از آن خود کرد.
شصتوهفتمین دوره اهدای جوایز گلدن گلوب 17 ژانویه در لوسآنجلس برگزار شد.
منبع: سینما حیات
دواين جانسن در خانوادهاي معمولي به دنيا آمد و اصليتي سرخپوستي دارد كه اين نكته را هنوز در رنگ تيره پوست او ميتوان ديد. پدرش در يك سيرك كار ميكرد و به همين دليل او از كودكي، با دنياي نمايش و اجراي زنده در جلوي مردم عادي آشنا شد. در دوران دبيرستان فوتبال را كشف كرد و موفقيتهاي ورزشياش در اين دوران، وي را صاحب يك بورس تحصيلي ورزشي از دانشگاه ميامي كرد. در ميامي تبديل به يك فوتباليست موفق شد. در سال 1995، پايش در جريان يك مسابقه آسيب سختي ميبيند. با اين حال وي يك قرارداد 3 ساله بازي در زمين فوتبال را امضا ميكند ولي يكسال بعد مجبور ميشود آن را رها كند، زيرا پايش جواب نميداد.
راك كه نميخواست دور دنياي ورزش را خط بكشد، به سراغ كشتي ميرود. با نام مستعار در مسابقات كشتي ظاهر ميشود. زماني كه ديگر نميتواند در مسابقات كشتي مقام مهمي كسب كند، راهي يك برنامه ورزشي تلويزيوني ميشود كه در آن كشتيگيرهاي قديمي براي تماشاگران هيجان زده خود، نمايشهاي دروغين كشتي به راه مياندازند و به مبارزه با يكديگر برميخيزند. در سال 2000 لقب قهرمان مردمي را ميگيرد. موفقيتهاي ورزشي راك و محبوبيت او در بين مردم عادي، باعث ميشود وي راهي هاليوود شود.
در سال 2001 در «بازگشت موميايي» نقش كوتاهي بازي ميكند. موفقيت او در ايفاي نقش شاه عقرب باعث ميشود تا اين نقش به صورت كاراكتر اصلي فيلم تاريخي اكشن «شاه عقرب»( 2002) درآيد. فيلمهاي مهم او عبارتند از: «خوشرو باش»، «دوم»، «طرح بازي»، «به جنگل خوش آمديد»، «شيرين شو»، «راهي براي فرار نيست»، «سلطان حلقه» و «شكارچي جاسوس.»
اسکار امسال هشتاد سالگی اش رو جشن میگیره . یعنی یه تاریخ پر فراز و نشیب سرشار از اتفاقات به یادموندنی . اولین اتفاق به یادموندنی این مراسم اسم گذاری اونه . بنا به روایات و حکایات(!) نقل شده به احتمال زیاد اولین کسی که باعث و بانی اسم دار شدن این تندیس طلایی شده (مارگارت هریک) کتابدار آکادمیه که وقتی برای اولین بار چشمش به تندیس افتاده با صدای بلند و پیروزمندانه اعلام کرده : وای ! این که شکل عمو اسکار منه !!!! و این ابراز هیجان اونقدر قوی بوده که در جا اسم اسکار رو برای این مجسمه 35 سانتی انتخاب کردن .
یکی از جذابترین جایزه های اسکار جایزه بهترین هنرپیشه زن و مرده . گفتنی ها در این مورد هم زیاده . در بین هنرپیشه های زن (مریل استریپ) با 14 بار نامزد شدن برای جایزه اسکار رکورد داره که تا به حال فقط تونسته 2 اسکار رو با خودش به خونه ببره . رکورد دار دوم هم (کاترین هپبورن) که 12 بار نامزد شده و 4 بار برنده شده .
در بین هنرپیشه های مرد هیچ کس تا به حال به پای جک نیکلسون نرسیده که 12بار نامزد اسکار شده و 3 بار هم جایزه برده .
سال 1940 سال بربادرفته بود . این فیلم کلا 10 اسکار رو برای سازنده هاش داشت که مهمترینش رو شاید بتونیم به نوعی اسکار (هتی مک دانیل) دونست که در فیلم در نقش مامی دایه اسکارلت ظاهر شد شده بود . مک دانیل اولین هنرپیشه سیاه پوست بود که برای بهترین بازی در نقش مکمل اسکارلت گرفت .
فیلم رکورد زن بعدی بن هور بود که در سال 1960 یازده اسکار از مجموع 12 اسکاری رو که نامزد شده بود گرفت . تهیه کننده های این فیلم در اون زمان تنها یک میلیون دلار خرج صحنه معروف ارابه رانی تو این فیلم کردن که البته این هزینه جای دوری هم نرفت چون بعد 40 میلیون دلار ناقابل (!) از درآمد فیلم بن هور نصیبشون شد .
سومین فیلم هم شاید چندان نیاز به معرفی نداشته باشه : کشتی معروف جیمز کامرون . تایتانیک در سال 1998 یازده اسکار رو نصیب خودش و دست اندرکارانش کرد .
اما این وسط یکی هست که در زمان زنده بودنش تا تونست اسکار گرفت هی اسکار گرفت تا حدی که اسکار زده شد ! والت دیزنی خالق کمپانی انیمیشن سازی معروف والت دیزنی رو که حتما میشناسید . همون کسی که حق بزرگی رو به گردن همه بچه ها و خیلی از بزرگترا داره . او در مجموع 64 بار نامزد اسکار شد و 26 بار هم برای گرفتن اسکار روی صحنه رفت . از همه جالبتر وقتی بود که در سال 1937 به همراه اسکار اصلی برای کارتون سفید برفی و هفت کوتوله هفت مجسمه کوچیک اسکار هم به نیت همین هفت کوتوله به والت دیزنی دادن .

تاريخ تولد : 10 آگوست 1960
محل تولد : مالاگا در كشور اسپانيا
اولين فيلم : پيچيدگي احساسات
اين بازيگر اسپانيايي كه روزي در تئاتر هاي اسپانيا بازي ميكرد حالا در تمام جهان شناخته شده و ميليونها نفر براي ديدنش به سينما ميرن .
باندراس اولين بار با حضور در سر صحنه فيلم مو در سال 1972 به بازيگري علاقمند شد به همين خاطر تحصيلاتش در مدرسه هنرهاي دراماتيك مالاگا در اسپانيا ادامه داد و در اين مدت در نمايش هايي از برشت-مارلو و شكسپير بازي كرد . بازي در سينما را هم در سال 1982 با فيلم مطرح و موفق هزار توي احساس ساخته پدر آلمودوار شروع كرد و خيلي زود به مطرح ترين چهره بازيگري سينماي اسپانيا تبديل شد . او بازي در اسپانيا را ادامه داد و در فيلم هاي زيادي ظاهر شد كه يكي از بهترين آن ها كمدي سياه گاوبازي باز هم ساخته پدر آلمودوار بود . همكاري ديگري باندراس و آلمودوار يك سال بعد و در كمدي سورآل قانون هوس بود . در اين مدت او در فيلم هاي متعارف اسپانيايي هم بازي ميكرد مثل چوبهاي زير بغل ساخته كارلوس سائورا . لذت كشتن فيلم ترسناك و ميخكوب كننده فيلكس روتانتا و رژ لب ساخته رافيل موليون . اما مطرح شدن او در سطح جهان و به خصوص هاليوود بيشتر با فيلم هاي آلمودوار و به ويژه زني در آستانه فروپاشي عصبي در نقش برادر زاده كارمن مائورا و من را ببينيد .
من را باز كن ! در نقش يك بيمار رواني بود . به اين ترتيب و با موفقيت اين دو فيلم در سالهاي 1988 و 1990 پاي باندراس به هاليوود باز شد و نخستين بار در فيلم سلاطين مامبو ( مامبو اسم يك رقص لاتين است ) نقش يك ترومپيت نواز كوبايي را كه در سالهاي 1950 به آمريكا مي آيد ايفا كرد هر چند كه اين فيلم فروش قابل توجهي نداشت اما راه را براي باندراس باز كرد تا در چهار فيلم بسيار مطرح نقش هاي مكمل را ايفا كند . در فيلادلفيا دوست مهربان تام هنكس بود . در خانه ارواح انقلابي بود كه با گلن كلوز و وينونا رايدر روابط عاشقانه داشت . در مصاحبه خون آشام وقايع نگاري خون آشامان نقش خون آشامي به نام آرماند را ايفا كرد . اما در سايه برد پيت و تام كروز گم شد و بالاخره در راپسودي ميامي عاشق ميا فارو بود . پس از اين چهار فيلم بود كه راه براي اولين درخشش نقش اصلي باندراس در هاليوود باز شد . رابرت رودريگز كه مي خواست با حمايت گوئينتين تارانتيتو ادامه اي بر فيلم كم خرج موفقش آل مارياچي بسازد . نقش تير انداز دوره گرد عاشق و گيتار نواز را به او داد . آنتونيو علاوه بر بازي قابل توجهش در اين فيلم در تيتراژ ابتدايي آهنگي ساخته لوس لوبوس را هم با گيتار نواخت و خواند . او در همان سال 1995 در فيلم اكشن ريچارد دانر ( قاتلان ) در كنار سيلوستر استالونه و جولين مور حضور داشت كه آن هم موفقيت زيادي برايش داشت . به اين ترتيب تا پايان سال 1995 ديگر آنتونيو باندراس نامي شناخته شده و معتبر در سينماي جهان بود . باندراس در سال 1998 با به هم آميختن كمدي و جدي نقش زورو را در فيلم نقاب زورو بازي كرد كه موفقيت بسيار اين فيلم باز هم بر محبوبيت واعتبار او افزود . همچنين قرار بود او در فيلمي نقش آتا تورك را ايفا كند كه گويا با توجه به اعتراض مردم تركيه از اين نقش كناره گيري كرده . او نيز در فيلم هاي دسپرادو. گناه اصلي . بچه هاي جاسوس . ماتادور . قانون آرزو ها . فيلادلفيا . چها اطاق . مصاحبه با خون آشام . آدم كشان . از عشق و سايه ها . اويتا . نقاب زورو . سيزدهمين سلحشور . فيردا . بالستيك . انيميشن شرك . زن فاسد و روزي روزگاري در مكزيك ( دسپرادو 2 ) ايفاي نقش نموده .
مراسم هشتاد و يكمين دوره اسكار 22 فوريه (4 اسفند) در كداك تيه تر لس آنجلس برگزار ميشه و از
شبكه
ABC پخش ميشه .اسامي نامزدهاي 24 بخش اسكار 2009 به شرح زير :
بهترين فيلم :
مورد عجيب بنيامين باتن . فراست / نيكسن . ميلك . خواننده . ميليونر زاغه نشين
بهترين كارگردان :
ديويد فينچر ( مورد عجيب بنجامين باتن ) . ران هوارد (فراست/نيكسن ) . گاس ون سنت (ميلك ) .
استفن دالدري (خواننده ) . دني بويل ( ميليونر زاغه نشين )
بهترين فيلمنامه اقتباسي :
مورد عجيب بنجامين باتن ( اريك راث ) . ترديد ( جان پاتريك شنلي ) . فراست / نيكسن ( پيتر مورگان ) .
خواننده ( ديويد هير ) . ميليونر زاغه نشين ( سايمن بوفوي )
بهترين فيلمنامه غير اقتباسي :
رود يخزده ( كورتني هانت ) . بي غم ( مايك لي ) . در بروژ ( مارتين مك دانا ) . ميلك ( داستين لنس
بلك ) . وال - اي ( اندرو استنتن . جيم رير دون )
بهترين بازيگر مرد :
ريچارد جنكينز ( مهمان ) . فرانك لانجلا ( فراست / نيكسن ) . شان پن ( ميلك ) . براد پيت ( مورد عجيب
بنجامين باتن ) . ميكي رورك ( كشتي گير )
بهترين بازيگر زن :
آن هاتاوي ( ريچل ازدواج ميكند ) . آنجلينا جولي ( بچه عوضي ) . مليسا لئو ( رود يخزده ) . مريل
استريپ ( ترديد ) . كيت وينسلت ( خواننده )
بهترين بازيگر مرد مكمل :
جاش برولين (ميلك ) . رابرت داوني جونير ( تندر استوايي ) . فيليپ سيمور هافمن ( ترديد ) . هيث لجر
( شواليه تاريكي ) . مايكل شانون ( مسير انقلابي )
بهترين بازيگر زن مكمل :
ايمي آدامز ( ترديد ) . پنه لوپه كروز ( ويكي كرستيانا بارسلونا ) . وايولا ديويس ( ترديد ) . تاراجي پي .
هنسن (مورد عجيب بنجامين باتن ) . مارسيا تومي ( كشتي گير )
بهترين فيلم بلند انيميشن :
بولت ( كريس ويليمز و بايرون هاوارد ) . پاندا كنگ فو كار ( جان استيونسن و مارك آزبورن ) . وال - اي
(اندرو استنتن )
بهترين فيلم غير انگليسي زبان :
عقده بادرماينهوف ( اولي ادل از آلمان ) . كلاس ( لورن كانته از فرانسه ) . خروجي ( يوجيرو تاكيتا از
ژاپن ) . انتقام ( گتس اشپيلمان از اتريش ) .والس با بشير (آري فولمن از رژيم صهيونيستي )
اتحاديه بازيگران سينماي آمريكا
(SAG) نامزدهاي بهترين هاي سال 2008 خودش رو اعلام كرد .اين اتحاديه امسال در پانزدهمين دوره مراسم اهداي جوايز شرايط ويژه اي رو مد نظر داره .
اين اتحاديه تو رشته سينما نامزدهاي خودش رو معرفي كرده :
بازيگران مرد : ريچارد جنگينز (ملاقات كننده ) - فرانك لانگلا (فراست / نيكسن )- شان پن (ميلك )-
براد پيت ( پرونده بنجامين باتن )- ميكي رورك ( كشتي گير )
بازيگران زن : آن هاتاوي ( ريچل ازدواج كرد )- آنجلينا جولي ( بچه عوضي )-
مليسا ليو ( رودخانه يخزده )- كيت وينسلت ( مسير انقلاب )- مريل استريپ ( شك )

